آوينيون سفر كرد و در راه‌، سخت تحت تأثير كوه‌ها، يعني سِوَن و وانتو قرار گرفت‌. برخي‌ اشارات در سوٴالات كتاب كائنات جو حاكي از آن است كه احتمالاً پيش از پترارك به وانتو صعود كرده بود (صعود پترارك در سال 1336 بود).
در 12 ژوئيه سال 1358 قراردادي ميان افراد انگليسي و پيكاردي در دانشگاه پاريس منعقد شده كه آن را او، آلبرت ساكسوني‌، نيكول سواسوني و ديگران امضا كرده‌اند. اين آخرين اشاره به‌ او در اسناد بايگاني دانشگاه پاريس است و از اين رو بايد فرض كرد اندكي پس از آن و احتمالاً در همان سال وفات كرده است‌. او در آن هنگام در سال‌هاي شصت سالگي بود.
در ((شعر بانوان روزگار پيشين‌)) سروده‌ٴ فرانسوا ويلُن (1431 ـ حدود 1489) چنين مي‌خوانيم‌:

كجاست آن شه‌بانو؟
تا فرمان دهد بوريدان را
در انباني در رود سن درافكنند.
ولي كجاست برف‌هايي كه سال پيش باريد؟

شه‌بانو اشاره‌اي است به مارگارت دوبورگوني همسر لويي سرسخت‌، شاه ناوار. او متهم بود كه همراه با دو خواهر شوهرش بلانش دولامارش و ژان پواتيه مردان جوان را براي كام‌جويي به‌ برج نل مي‌بردند و پس از آن كه از آنان دل‌زده مي‌شدند، آنها را به رود سن مي‌افكندند. ژان بي‌گناه‌ شناخته شد و بلانش و مارگارت به حبس ابد محكوم شدند. لويي سرسخت در سال 1314 شاه‌ فرانسه شد و در سال 1315 موجبات قتل مارگارت را فراهم ساخت‌. داستان مشابهي در مورد ژان دوبورگوني همسر فيليپ پنجم دراز گفته شده كه در سال 1314 به‌خاطر زناكاري محكوم به‌ حبس ابد شد و تا سال 1325 در زندان به‌سر برد. ماجراي مارگارت دوبورگوني را الكساندر دوما در داستان عامه‌پسندش قهرمان برج نل1 (1832) شرح داده است‌. در آنجا شخصي به‌نام كاپيتان‌ بوريدان فاسق او و پدر دو پسرش است‌. ما با شاه‌دخت‌ها كاري نداريم‌، ولي بي‌شك بوريدان‌ بي‌گناه است‌، چون اگر او درگير چنين رسوايي‌هايي بود، نمي‌توانست در دانشگاه پاريس به‌ تدريس ادامه دهد.2
ممكن است بحث در اين مورد بيهوده به نظر آيد، ولي چنين داستان‌هايي عمرشان دراز است‌؛ مثلاً در واژه‌نامه‌ٴ تاريخي پي‌ير بال‌، در مقاله‌ٴ بوريدان‌، از آن به‌تفصيل بحث شده است‌ (آمستردام 1740).


1. ذبيح‌الله منصوري كتابي به نام قهرمان برج نل را از ميشل زواگو به فارسي ترجمه كرده است‌. ــ م‌.
2. بدون اين كه قصد متهم كردن بوريدان را داشته باشم‌، مي‌گويم كه حتي ششصد سال پس از وي هم كساني در ايران توانستند به چنين مقامي برسند. موٴلف‌ تنها قياس به نفس كرده است‌. ـ م‌.